دوشنبه, 08 تیر 1394 ساعت 10:55

آزادی در کشورهای لیبرال، آزادی لامذهب‌هاست!

خانه تقریب - بعضی از مسائلی که در حقوق بشر مطرح می‌شود، حساسیت خاصی راجع به آن در سطح دنیا وجود دارد، یکی از این مسائل موضوع اقلیت‌ها می‌باشد.

گزارشگر: می‌دانیم که شما به صحبت کردن درباره احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در ایران علاقه ندارید و معتقدید که این کار باعث بزرگ شدن او می‌شود و در جای دیگر هم گفته‌اید که اساساً نباید به این مورد پرداخت، اما با توجه به اینکه قسمتی ازگزارش های ایشان در خصوص نقض حقوق اقلیت‌ها در ایران است، می‌خواهیم از شما سوال کنیم که اساسا چرا گزارش‌های ایشان بالاخره به این سمت رفت که اقلیت ها را مورد توجه قرار دهد؟

مره‌صدق: بعضی از مسائلی که در حقوق بشر مطرح می‌شود، حساسیت خاصی راجع به آن در سطح دنیا وجود دارد، یکی از این مسائل موضوع اقلیت‌ها می‌باشد. شاید دنبال این هستند که یک سوءاستفاده سیاسی از این مسئله انجام دهند، شاید بخاطر سابقه ذهنی که در اروپا و آمریکا وجود دارد، زیرا در خود جامعه اروپا و آمریکا نسبت به اقلیت‌های مختلف ظلم روا شده است و وجدان عمومی مردم اروپا و آمریکا از این قضیه ناراحت است. بنابراین به عنوان یک واکنش روانی دنبال طرح این موضوع در جاهای دیگر دنیا هستند تا عذاب درونی خودشان را حل کنند. به نظر من هنوز هم در آمریکا و حتی در اروپا گروه‌های دینی و مذهبی شدیداً تحت فشار قرار دارند. مثلاً یک مورد راجع به اروپا برای شما ذکر کنم، انجام ذبح و ختنه براساس دستورات مذهبی در خیلی از کشورهای اروپایی ممنوع است و این مشکل متأسفانه گریبان‌گیر یهودیان و مسلمانان ساکن اروپا شده است. چون تا آنجایی که من اطلاع دارم در فقه یهود هم مثل فقه اسلام انجام ختنه جزو واجبات است، در دین یهود اصلاً واجب مؤکد است که ختنه حتما در هفتمین روز از تولد انجام شود مگر اینکه ممنوعیت طبی وجود داشته باشد. بنابراین ممانعت از این کار در کشورهای اسکاندیناوی یک جوری نقض حق طبیعی والدین در رعایت اصول خودشان است.

یا یک سری از گروه‌های حفاظت از منافع حیوانات جلوی ذبح شرعی در بعضی از کشورها را می گیرند. من نمی‌دانم آیا اعتقادات دینی افراد به اندازه تفکراتی که آنها راجع به حفاظت از حیوانات دارند، دارای اهمیت هست یا نیست؟ این در واقع رفتارهایی است که وجود دارد. در داخل خیلی از کشورها می‌بینیم که پوشیدن و رفتار کردن بر اساس باورهای دینی غیرقانونی است. مثلا در فرانسه حضور در مدارس با لباس مخصوص یهودیان یا با لباس‌های اسلامی ممنوع است، بخاطر اصراری که فرانسه بر فرهنگ سکولار دارد. این باعث شده تعداد قابل توجه‌ای از دانش آموزان در فرانسه از آموزش عمومی جدا شوند و در مدارس خاص درس بخوانند که شاید توانایی مالی آن را نداشته باشند که این به هر حال یک جور تبعیض به حساب می‌آید. در خیلی از کشورهای دیگر دنیا رفتار دینی در واقع در مجامع عمومی سرزنش می‌شود و به عنوان یه امر منفی به آن نگاه می‌کنند. اینها هیچ کدام در واقع نشان دهنده آزادی دین یا آزادی بیان در کشورهای اروپایی نیست. عملا چیزی که در کشورهای لیبرال وجود دارد فعلا آزادی لامذهبی است نه آزادی برای دیندار بودن، یعنی آنها یک سری تعاریفی دارند که دینداران را محدود کرده‌اند جوری که لامذهب‌ها احساس آزادی بیشتری کنند و این نمی‌تواند آزاد باشد. مثلا اتفاقی که در آلمان برای خانم «شروینی» افتاد؛ به هر حال این نشان دهنده عدم وجود تحمل و مدارا در آن فرهنگ و قربانی شدن این افراد است.

نمونه دیگر تفکرات خاصی است که در برخی از کشورهای اروپایی وجود دارد، مثل تفکر نئونازی؛ این تفکر ماهیتاً تمامی پیروان ادیان توحیدی را مورد حمله قرار می‌دهد، چون دشمن اصلی نئونازی‌ها فقط یهودیان نیستند، بلکه تمامی فرزندان حضرت ابراهیم(ع) که براساس سیستم‌های مسخره نژادپرستانه به عنوان اقوام سامی مطرح می‌شوند، هدف تهاجم نئونازیست‌ها هستند. بنابراین متأسفانه جریان‌های نئونازی در اروپا، مسلمانان به ویژه اعراب و یهودیان را مورد حمله و آزار قرار می‌دهند و باز این نشان دهنده عدم وجود مدارا در فرهنگ اروپایی‌ است. از طرفی دیگر وقتی شما سابقه تاریخی را بررسی می‌کنید، بیشترین میزان عدم تحمل را در فرهنگ اروپا در قرون وسطی می‌بینید. در همان زمانی که در قرون وسطی در اروپا هر فردی بخاطر تفتیش عقایدش و اعتقاد نداشتن به جزمیت‌های واتیکان مورد آزار و شکنجه و قتل قرار می‌گرفته است. ما در اندلس اسلامی شاهد شکوفایی فلسفه و آزادی کامل تفکر هستیم، تا حدی که مثلا شما تفکر فلسفی را در یهودیت می‌توانید به دو زمان قبل از اندلس و بعد از اندلس یا به صورت دقیق‌تر قبل ابن‌میمون و بعد از آن تقسیم کنید و جالب است که بزرگترین فلیسوف یهودی یعنی ابن‌میمون با ابن‌رشد مسلمان هم عصر بوده و این دو شدیداً از تفکر یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند، یعنی همان موقعی که ما در اروپا شاهد قتل عام اقلیت‌های دینی بودیم ایرانیان یهودی به راحتی در ایران زندگی می‌کردند.

در یزد و در کاشان مقبره‌هایی با قدمت چند صد ساله وجود دارد که مربوط می‌شود به خاخام‌های یهودی اروپایی که از زیر تفتیش عقاید اروپا فرار کرده‌اند و به آنجا آمده‌اند. اگر در تاریخ نزدیکتر بیاییم، باید به مقبره یهودیان لهستانی و یهودیان اروپایی در گورستان کلیمیان تهران اشاره کنیم که در جنگ جهانی دوم از فشار هولوکاست رژیم نازی فرار کرده‌اند و به ایران آمدند و به آرامی زندگی کردند و در اینجا یک عده‌ای از آنها فوت کردند.

بنابراین اگر ما بخواهیم به صورت تاریخی نگاه کنیم اصلا نژادپرستی و عدم رفتار انسانی و عدم تلورانس درباره دگرباشان دینی یک فرایندی است که ریشه اروپایی و غربی دارد و به هیچ وجه ریشه شرقی ندارد. در تاریخ تفکر اسلامی وضعیت حقوقی افراد غیرمسلمان از دیر باز مشخص شده است، قانوناً تحت حمایت هستند و دولت موظف است از آنها حمایت کند و در چارچوب شخصی خودشان بر طبق فرامین دین خودشان عمل می‌کنند. ما در تاریخ اروپا هیچ وقت این میزان آسایش، مدارا و حتی می‌توانم بگویم خودمختاری در امور داخلی را که امروز در ایران داریم در مورد اقلیت‌های دینی نمی‌بینیم. این باعث شده است که امروز غرب بخواهد تفکر آزرده و وجدان خودش را در مورد آزار اقلیت‌های دینی با دخالت کردن در مسائل اقلیت‌ها در کشورهای دیگر جبران کند، البته این موضوع در رابطه با عوام است. منتها مسئله سوءاستفاده از حقوق بشر و حقوق ادیان قدمتی به طول زندگی امپریالیسم دارد، حتی قبل از فروپاشی شوروی هم ما می‌بینیم که این مسئله بارها مورد سوءاستفاده آمریکا در مبارزه با کمونیسم قرار گرفته است.

گزارشگر: به هر حال ایشان (احمد شهید) از سوی سازمان ملل به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در موضوع ایران انتخاب شده‌اند...

مره‌صدق: چه کسی ایشان را به‌عنوان گزارشگر انتخاب کرده؟ سازمان‌مللی که من اصلاً با اساس آن مشکل دارم! سازمان ‌مللی که ساخته شده تا بدون جنگ حق ضعفاء را پایمال کند و بدهد اقویا بخورند. سازمان ‌ملل به نظر من ساختارش یک ساختار عادلانه نیست، یک ساختار سیاسی است؛ متأسفانه.

در عالم سیاست امپریالیستی، حق یا عدالت یا منطق تعیین کننده نیست، بلکه قدرت مالی و قدرت نظامی تعیین کننده است. سازمان‌ ملل فقط به این درد می‌خورد که این قدرت مالی و نظامی در آن به عنوان پشتوانه مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد. یعنی هر کسی قوی‌تر است، هر کسی که زور بیشتری دارد و هر کسی که بیشتر صلح بشر را تهدید می‌کند، باج بیشتری می‌خواهد. بنابراین تعیین گزارشگر از سوی این سازمان اصلا چه مشروعیتی می‌تواند داشته باشد؟ من می‌خواهم ببینم مثلا وضعیت حقوق بشر در کل خاورمیانه، در کدام کشور با ایران قابل مقایسه است؟ یعنی حتی با ملاک‌های لیبرالی و حتی با ملاک‌های غربی بهترین وضعیت حقوق بشر در منطقه در ایران است، حال سوال اینجاست که فقط ایران نیاز به گزارشگر ویژه دارد؟ آیا در بحرین نقض حقوق بشر وجود ندارد؟ آیا در عربستان سعودی مشکلی در رابطه با حقوق بشر وجود ندارد؟ آیا در کویت در رابطه با حقوق بشر هیچ مشکلی وجود ندارد؟ در ترکیه مشکلی در رابطه با حقوق بشر وجود ندارد؟ در اردن؟ اینها به هر حال همه اقمار آمریکا در منطقه هستند، من می‌خواهم بدانم چرا برای اینها هیچ وقت همچین ساز و کارهایی در نظر گرفته نمی‌شود؟ به هر حال من می‌خواهم ببینم شیعیان عربستان هیچ مشکلی ندارند؟ چرا هیچ کسی در مورد اینها هیچگونه تفحصی انجام نمی‌دهد؟

به هر حال به نظر من اصلاً حیف وقت ملت ایران است که صرف این بشود که آقای فلان چی گفت، آقای فلان چی نگفت. ایشان یک حرف‌هایی می‌زند برای خوش‌آمد افرادی که این مأموریت را به او داده‌اند و یک چرخه بسته برای خودش درست کرده است. من می‌خواهم ببینم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با آن میزان فشار عمده‌ای که بر مردم ایران وارد می‌شد، آیا واقعا به جز اینکه صلیب سرخ یک یا دو بار با دربار پهلوی نامه‌نگاری کرد، اتفاق دیگری در جهت حمایت از حقوق مردم ایران افتاد؟ در زمان برگزاری جشن های 2500 ساله در رژیم سابق چند تا از این سران کشورهای اروپایی که ادعای دموکراسی و آزادی‌خواهی‌شان حالا گوش دنیا را کر کرده است، به‌عنوان اعتراض جشن‌ها را تحریم کردند؟

به هر حال واقعاً میگویم که متأسفانه در حال حاضر ما در سطح جهانی نه با ملاک‌های دوگانه که با ملاک‌های چندگانه روبه‌رو هستیم. ملاکی که در مورد حقوق بشر در اسرائیل در موردش قضاوت می‌شود با ملاکی که در ترکیه در موردش قضاوت می‌شود با ملاکی که در بحرین در موردش قضاوت می شود با ملاکی که در رابطه با ایران قضاوت می‌شود با ملاکی که مثلا در مورد سوریه قضاوت می‌شود با هم برابر نیستند. یعنی براساس روابطی که هر کشور با باند قدرت در جهان دارد، رویکرد حقوق بشر نسبت به آن کشور تغییر می‌کند.

من حالا این را به‌عنوان یک مسئله رسمی مطرح نمی‌کنم، منتها این را دوستانه به عنوان درد دل خدمتتان عرض می‌کنم. در بعضی از مجامع دیپلماتیک من گاهی حرف‌هایی می‌شنوم که مطمئن می‌شوم که هیچ کدام شان به مسئله حقوق بشر پایبند نیستند. یکی یا دو بار در گفتگوهای درگوشی که بیرون از جلسات رسمی صورت می‌گیرد، شنیدم که بعضی از افرادی که ادعای دموکراسی دارند، گفته‌اند که شما با نظام حاکم جهانی یک طوری راه بیایید! حالا ما قبول داریم که چارچوب‌های دموکراسی در جاهای مختلف با هم متفاوت است. یعنی در واقع بدون شک برای امپریالیسم و برای استکبار و سرمایه‌داری مهم‌ترین مسئله حفظ منافع ملی خودش و حفظ سلطه امپریالیستی است، حقوق بشر فقط وسیله‌ای برای رسیدن به این اهداف است وگرنه چرا در رابطه با تجاوز عربستان به بحرین هیچگاه موضع‌گیری نشد. تهاجم عربستان به بحرین به نظر من هیچ تفاوتی با تهاجم صدام به کویت از نظر تئوریک نداشت. چرا چنین هجومی صورت گرفت، من می‌خواهم بدانم اگر کویت به جای نفت صادرات هویج داشت، باز هم واکنشی که آمریکا نشان می‌داد همین بود؟

به هر حال ما قهرمانانه جلوی صدام ایستادیم، نقشه‌ای که در رابطه با حمله به ایران در ذهن سردار دلقک قادسیه می‌گذشت خیلی با اتفاقی که در کویت افتاد تفاوت نداشت. چرا آن موقع کسی نیامد از ایران دفاع کند؟ چرا آن موقع همه آمدند به ایران گفتند سرزمینت در دست عراق باشد، ولی بیا آتش بس را قبول کن؟ به نظر من ملت‌های آزاده دنیا نباید امیدی به این سازمان‌های بین المللی داشته باشند. سازمان‌های بین‌المللی در وضعیت موجودشان فقط یک بلندگو برای بیان نظرات هستند، حداقل نظر من این است! می‌دانم که نظر رسمی دولت این نیست و خیلی ملایم‌تر با این قضیه برخورد می‌کند، منتها من عقیده دارم که واقعا نباید امید زیادی به این دوستان بست. فقط می توانیم بنا به عادت به عنوان جایی برای بیان نظرات روی آن حساب کنیم، ما حتی در عالی‌ترین سطح سازمان ملل عدم تلورانس و عدم تحمل می‌بینیم.

در همان سازمان ملل وقتی رئیس دولت قبل (احمدی نژاد) شروع به صحبت می‌کند یک سری از سران کشورهایی که ادعای دموکراسی خواهیشان گوش عالمیان را کر کرده جلسه را ترک می‌کنند‍! اولین شرط دموکراسی قدرت شنیدن حرف مخالف است. من می‌خواهم بدانم که حرف‌هایی که دکتر احمدی‌نژاد می‌زند از حرف‌های قذافی که چند سال پیش زد که دیگه تندتر نیست؟ من نمی‌خواهم اصلا این دو شخصیت را مقایسه کنم، چون هیچ سنخیتی با هم ندارند، اما همین افراد نشستند و حرف‌های قذافی را گوش دادند. قذافی بزرگ‌ترین توهین تاریخی را به سازمان ملل کرد یعنی منشور سازمان ملل را پاره کرد و سازمان ملل هیچ واکنشی هم نشان نداد.

بعد حالا یک نفر از ایران می‌رود و می‌خواهد ادعای تاریخی دادخواهی ملت ایران را مطرح کند، تحمل شنیدنش را هم ندارند. خب به هر حال اینها یک جورهایی عجیب و غریب است. من می‌خواهم بدانم اینها فرصتی را که در سطح جهانی به دشمنان نظام ایران می‌دهند تا علیه ایران تبلیغ کنند، یک صدم آن را هم به دوستان نظام می‌دهند؟ فقط یک صدم نه بیشتر، ببینید حجم رسانه‌ای که دارد علیه ایران تبلیغ می‌کند در سطح جهانی چقدر است، بعد حالا چهار تا رسانه ایرانی که با حمایت مردم ایران قصد دارند صدای مردم ایران را به گوش دنیا برسانند، چگونه تخریب می‌کنند. خب این برای من قابل قبول نیست که کسی از دموکراسی و گفتگو و دیپلماسی صحبت کند و این رویکردش باشد، مگر این که بخواهیم مؤدبانه برخورد کنیم و به روی مبارک خودمان نیاوریم، وگرنه من در نیت این کسانی که به گفتگو اعتقاد دارند شک دارم.

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

تمامی حقوق این پایگاه، نزد خانه تقریب محفوظ است.
طراح سایت: رامندسرور

 

صفحه خانه تقریب در فیسبوک صفحه خانه تقریب در توییتر صفحه خانه تقریب در گوگل پلاس صفحه خانه تقریب در آپارات صفحه خانه تقریب در اینستاگرام